۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

دختر ماشین شناس

مطلب زیر به اقتباس از یکی از فروم های اینترنت در اینجا قرار داده شده است.


چند روز پيش براي عوض کردن روغن ماشينم به مکانيکي رفته بودم ..که دختر خانومي 27-26 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و به مکانیک گفت :
ببخشيد آقا
يه 710 ميخواستم ميشه لطف کنين بدين؟؟
مکانيک گفت :710 تا چي؟؟
دختر خانوم گفت : 710 تا هيچ چي؟‍!! ..710 ماشين من گم شده ..اگه ميشه يه دونه بدين !!
مکانيک گفت : 710؟؟؟ حالا اين 710 چي هست ؟؟
دختر خانوم که عصباني شده بود گفت : آقا مگه من باهات شوخي دارم ميگم يه 710 بده ...چون خانومم فکر ميکني حاليم نيست
نه خوبم حاليمه. !!!!!!!!!
مکانيک بیچاره گفت :خدا شاهده خانوم جسارت نکردم .. ولي من نميدونم شما چيو ميگين؟؟
دختره که فکر می کرد یارو داره جلو من دستش می ندازه گفت : بابا جون عجب مکانيک بي عرضه اي هستي تو ..هموني که وسط موتور ماشينه
..کارش نميدونم چيه ولي همه ماشين خارجی ها دارن اين قطعه رو .. مال منم هميشه بوده ...حالا من گمش کردم و يکي لازم دارم!!
مکانيکه که کلافه شده بود يه کاغذ داد به خانومه و گفت ميشه شکل اين قطعه رو بکشي اين جا؟؟
دختر خانوم هم با کلي ژست انگار که الان داوينچي مي خواد موناليزا رو بکشه يه دايره کشيد و وسط اون نوشت 710 مکانيک يه نيگاهي به شاهکار نقاشي انداخت و يه نگاهی هم به موتور ماشين من که درش باز بود کرد و گفت :
خانوم اين قطعه رو که ميگين تو اين ماشين هم هست؟؟ دختر خانوم باخوشحالي جيغي کشيد وگفت آره اوناش...!!!! ميدونين چي رو نشون داد؟؟.........
اين رو............ ..
عکسش رو گذاشتم ببينين!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..



http://up.vatandownload.com/images/utxon9fy6dolg1mx7.jpg

.
.
.
.
.
.
.
.

از اونجايي كه احتمال مي دم خانم هاي محترمي كه اين ايميل رو مطالعه مي كنن متوجه قضيه نمي شن يه توضيح كوتاه مي دم:
بايد اين عكس رو 180 درجه بچرخونيد تا متوجه بشيد
اگه بازم متوجه نشديد ديگه كاري از دست من بر نمياد

منبع:




کاربران فیس‌بوک روزانه ۱۶ بیلیون دقیقه را در این سایت می‌گذرانند!


به نقل از “اسلش‌دات” کاربران شبکه اجتماعی آنلاین فیس‌بوک روزانه ۱۶ بیلیون دقیقه از وقت خود را در این وب‌سایت می‌گذرانند.شش سال از زمانی که زوکربرگ دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروارد فیس‌بوک را با استفاده از یک سرور و برای استفاده دانشجویان این دانشگاه برای ارتباط با هم تاسیس کرده، می‌گذرد. اکنون و با رشد غرقابل باور این سایت، فیس‌بوک برای پاسخگویی به بیش از ۴۰۰ میلیون کاربر خود به ۶۰ هزار سرور خود تکیه داد.

کاربران فیس‌بوک هر هفته ۶ بیلیون محتوای اینترنتی را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و ماهانه بیش از ۳ بیلیون عکس را آپلود کرده و روزانه ۱۶ بیلیون دقیقه را در این سایت می‌گذرانند.




این آمار شگفت‌انگیز هفته گذشته از سوی “تام کوک” یکی از اعضای گروه مهندسی سیستم فیس‌بوک در کنفرانس اوریلی ولوسیتی اعلام شد.بر اساس این آمار سرورهای فیس‌بوک در هر ثانیه ۵۰ میلیون عملیات و پردازش را به صورت عمده میان سرورهای خود و لایه های ذخیره‌سازی خود انجام می‌دهند. بیش از یک میلیون وب‌سایت قابلیت‌هایی در تماس با فیس‌بوک دارند و کاربران آنلاین این سایت در هر ثانیه بیش از یک میلیون تصویر را می‌بینند.



فیس‌بوک برای از عهده بر آمدن این رشد روزافزون در نظر دارد یک دیتاسنتر جدید در پرینویل در ایالت اورگان بسازد که علاوه بر سرورها، زیرساخت‌های دیگر ذخیره داده این سایت را نیز تامین کند.

در آخرین آمار فیس‌بوک موارد مهم زیر نیز قابل توجه است:

- ۵۰ درصد از کاربران فیس‌بوک هر روز به این وب‌سایت مراجعه می کنند.

- به طور متوسط هر کاربر در این سایت ۱۳۰ دوست اینترنتی دارد که ۷۰ درصد محتوای اینترنتی او را در ماه فراهم می‌کنند.

- نزدیک به ۷۰ درصد کاربران فیس‌بوک خارج از ایالات متحده هستند.

- بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر فیس‌بوک از طریق تلفن همراه به صفحه خود در این سایت وارد می‌شوند و این کاربران به نسبت دیگر کاربران دو برابر فعال‌تر هستند.

- بیش از ۱۰۰ میلیون وب‌سایت با پلاتفرم فیس‌بوک به صورت یکپارچه قرار دارند.

پیش از این و در کنفرانس استراکچر ۲۰۱۰، جاناتان هیلیگر معاون عملیات‌های فنی فیس‌بوک تاکید کرده بود که این وب‌سایت هیچ برنامه‌ای برای تغییر موثر ساختار خود در برابر مشکلاتی که اکنون با آن دست و پنجه نرم می کند ندارد.

شباهت ازدواج کردن و سربازی رفتن

http://up.vatandownload.com/images/755czdo7qfdz7ohragom.jpg

شباهت ازدواج کردن و سربازی رفتن !!

آقایان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...

آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که به چه دلیل خدمت مقدس سربازی اجباریست ؟

چرا از قدیم و ندیم گفته اند که تا خدمت نروی مرد نمی شوی ؟!

چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلی این موفقیتشان را ۲ سال خدمت سربازی می دانند ؟!

چرا ۹/۹۹درصد خانواده های دختر دار حاضر نیستند به پسری که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!

و چرا اکثر پسرهایی که قبل از سربازی رفتن زن می گیرند در آینده با مشکلاتی مواجه می شوند؟!

هدف از طرح این سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پی بردن به عمق فاجعه می باشد !

پاسخ تمام سوالات فوق در یک جمله خلاصه می شود و آن این است که ( خدمت سربازی یک دوران آموزشی و تمرینی است جهت آشنایی هر چه بیشتر و بهتر آقایان مجرد با زندگی زناشویی ! )

بله ، درست شنیدید . شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) برای ۲ سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب نکنند !


و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :


و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :

۱- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و ... صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و ... متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !


۲- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و ... ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !


۳- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه !


۴- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !


۵- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدا می کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد !

۶- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! )

زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید

همسر زبل


مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟ ..
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!http://up.vatandownload.com/images/ms5ceclq8g179rdq3lz.jpg


روشهای عجیب برای دفن مردگان

روشهای عجیب برای دفن مردگان

بیشتر مردم بعداز مرگ در زیر زمین دفن میشوند ویا اجساد آنها در غار ویا در مکانی دور از دسترس انسان وحیوان قرار داده میشود.دربعضی از نقاط دنیا نیز اجساد مردگان خودرا میسوزانند وآنها را به خاکستر تبدیل میکنند.این خاکستر را درجایی به باد سپرده میشود ودرجایی دیگر به دریا ریخته میشود.در بعضی جاها نیز آنرا در ظرفی درمنزل ویا درمکانهای خاصی نگهداری میکنند.ممکن است تمامی این موارد برای شما تعجب آور باشد.ولی عجیب از همه اینها نیز وجود دارد.
۱-قبرستانی درزیر دریا:در عمق ۱۵متری اقیانوس اطلس یک قبرستان وجود دارد که دارای دروازه ورودی مسیر ورود سنگ قبر و حتی نیمکت است.این قبرستان دریایی نپتون نام دارد.ودرزیر آبهای فلوریدا وجود دارد.بگفته سازنده آن آقای نپتون اینجاآرامگاه ابدی برای دوستداران دریاست.برای این کار خاکستر مردگان را با سیمان مخصوصی مخلوط میکنند وقالب میزنند.سپس این قالب توسط غواصان درمکان هرقبر قرار میگیرد.یک پلاک برنز ومسی هم روی هر قطعه سیمان نصب میشود که نام وتاریخ تولد و وفات فوت شده برآن نوشته شده است.
۲-دفن در کره ماه:یک شرکت آمریکایی بنام "سیلیستیس"ضمن بیان اینکه کره ماه میتواند آرامگاه بعضی از انسانهای ثروتمند باشد.جهت بردن خاکستر انسانهای داوطلب به کره ماه توسط سفینه های فضایی اعلام آمادگی کرد.هرکس مایل باشد خاکستر اشخاص متوفی از خانواده خود را به کره ماه بفرستد میتواند با پرداخت ۱۴هزار دلار به این شرکت در شهر "سن دیه گو"در ایالت کالیفرنیا این کار را انجام دهد.فقط یک گرم از خاکستر شخص متوفی را به ماه میبرند ومابقی خاکستر شخص فقید را در اختیار بازماندگانش قرار خواهد داد.شرکت سیلیستیس در یازده سال گذشته خاکستر گوردن کوپر(فضانورد آمر یکایی) وجیمز دوهان هنرپیشه آمر یکایی را به فضا فرستاده است.
..
۳-تبدیل مردگان به الماس:آمار افرادی که در سوئیس حاضرند بعداز مرگ تبدیل به الماس شوند روز به روز درحال افزایش است.در شهر کوچک "کوار" در شرق سوئیس شرکت "الگوردانزا"هرماهه از تمام جهان بین ۴۰تا۵۰صندوق حاوی خاکستر اشخاص فوت شده تحویل میگیرد واین خاکسترها را به سنگهای تزیینی وگرانبها تبدیل میکند."رونالدینو فیلی"۲۸ساله یکی از دو موسس این شرکت میگوید:دراینجا ماخاکستر انواع گروههای اجتماعی از راننده تا استاد فلسفه را برای تبدیل شدن به الماس وسنگهای زینتی دریافت میکنیم.وبرای ساختن الماس ۵۰۰ گرم خاکستر انسان کافی است درحالی که یک جسد سوزانده شده بین ۲/۵تا۳کیلوگرم خاکستر برجای میگذارد.اول خاکستر به گرافیت تبدیل میشود سپس این گرافیت تحت فشار خیلی زیاد ودرجه حرارت بالا که به ۱۷۰۰درجه میرسد در طی مدت ۴تا۶هفته به الماس مصنوعی تبدیل میشود.تبدیل گرافیت به الماس در طبیعت به هزاران سال وقت نیاز دارد.هزینه این عملیات بسته به وزن الماس تولید شده بین ۴۵۰۰تا۱۷۰۰۰فرانک سوئیس ویا بین ۲۸۰۰تا۱۰ هزار یورو میباشد.که این مبلغ غیراز مبلغ تراش وصیقل الماس مییاشد.البته باتوجه به قیمت بسیار بالای مراسم تدفین مردگان در آلمان که حدود ۱۲هزار یوروست بنظر این مبلغ چندان هم زیاد نیست.
..
۴-سرویس جالب تر دیگر:شرکت آمر یکایی "لایف گم"بمعنای "گوهر زندگی" ونیز شرکت انگلیسی "ققنوس"که از جدی ترین رقبای شرکت سوئیسی "الگوردانزا"هستند به مشتریان خود سرویس جالبتری ارائه میدهند.آنها قادرند از موی طبیعی انسان که کربن بیشتری هم نسبت به خاکستر دارد الماس مصنوعی بسازند.این به معنی آن است که این جواهرات میتوانند از موی انسانهای زنده هم تولید شوند که برای بسیاری از ثروتمندان نکته هیجان انگیزی است.البته"لایف گم"برای عاشقان حیوانات خانگی سرویس مسحور کننده دیگری داردو آن ساختن الماس از خاکستر حیوانات خانگی است.درحال حاضر انجمن گوهرشناسی آمر یکا کیفیت الماسهای ترکیبی را مشخص میکند .بنابراین خریداران براحتی میتوانند آنها را با نمونه طبیعی مقایسه کنند.وتفاوتشان را ببینند.این شرکت روی تمامی الماسهای ترکیبی کلمه "مصنوعی"را حک کرده ودر کنار آن درجه مرغوبیت الماس را نیز مینویسد.

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

مسير کاميابي»

ترس، يک واکنش احساسي نسبت به يک تهديد يا يک خطر است. رمز اين نکته که وقتي کودک بوديم، از تاريکي و يا برخي جانوران کوچک مي‌هراسيديم، همين احساس خطر بود که هرچند به ناحق، اما بالاخره گريبانگيرمان مي‌شد. لذا اگر خوب بيانديشيم، در مي‌يابيم که گاهي اين، احساسهاي غير واقعي هستند که ترس و هراس را در وجود انسان ايجاد مي‌کنند. بر اين اساس، چه بسا دانستن و تحليل صحيح موضوعات، کليد غلبه بر ترس و حذر آدمي باشد.


مرگ نيز يکي از اين حقايق است که شايد اغلب ما حتي از بردن نام آن و انديشه کردن پيرامونش نيز حذر مي‌کنيم. اما حقيقت آن به گونه‌اي متفاوت است ...

به امام جواد (عليه السلام) عرض شد: چرا مسلمانان از مرگ کراهت دارند؟ حضرت فرمود: "زيرا آن را نمى‏شناسند و خوش ندارند. اگر آن را مى‏شناختند و اگر به راستى از دوستان خدا بودند، آن را دوست مى‏ داشتند و مى‏دانستند که آخرت، براى آنها از دنيا بهتر است."

سپس حضرت فرمود: "چرا کودک و ديوانه از خوردن دارويى که بدنش را پاکيزه و دردش را بر طرف مى‏کند، امتناع مى‏ورزد؟"

آن فرد جواب داد: به سبب ناآگاهي آنها نسبت به سودمندى دارو.

سپس امام جواد (عليه السلام) فرمود: "سوگند به آن که محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) را به حق به پيامبرى برانگيخت، کسى که براى مرگ چنان که شايسته آن‏ است آماده شود، مرگ براى او از اين دارو نسبت به اين بيمار سودمندتر است. آگاه باشيد اگر آنها بدانند مرگ به چه نعمتهايى منجر مى‏شود، آن را خواستار مى‏شوند و بيش از آن چه خردمند دور انديش، طالب دارو براى دفع آفات و تأمين سلامت است، خواستار آن مى‏شدند."

آري، اگر اينگونه بنگريم، مرگ براي مؤمن آرامشي پس از طوفان است و لنگرگاهي است که کشتي طوفان زده دنيا در ساحل آن آرام مي‌گيرد و طعم شيرين وصال محبوب را در جام آن مي‌چشد. براستي اگر تراز اعمال انسان مثبت باشد و او به کشتي پوسيده دنيا دل نبندد، آيا هرگز از اين ساحل آرامش مي‌هراسد؟

)برگرفته از کتاب "المحجة البيضاء"(1) تأليف: ملا محسن فيض کاشانى ‏ (با تلخيص و اضافات

۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه



سنگ در برکه مي اندازم و مي پندارم به همين سنگ زدن ماه به هم ميريزد.....
کي به انداختن سنگ پيا پي در آب
ماه را مي شود از حافظه آب گرفت


آنچمان دل را تنها رها کرده ام که گوید هر رهگذری که آید با او خواهم رفت...ولی افسوس که نمیداند هیچ رهگذری بر دل من عبور نکرد مگر دلم را شکست..


مردم گرایی،حق گرایی
سخنان امیر المومنین علی (ع) در باره خواص جامعه و حکومت
نامه دستور العمل حکومتی امیر المومنین به مالک اشتر
حاکم مصر دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو،در حق میانه ترین،و در عدل فراگیر ترین،و در جلب خشودی مردم گسترده ترین باشد،که همانا خشم عمومی مردم،خشنودی خواص (نزدیکان)را از بین می برد،اما خشم خواص را خشنودی همگان بی أثر می کند. خواص جامعه همواره باره سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر ، و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر،و در خواسته هایشان پافشارتر،و در عطا و بخشش ها کم سپاس تر،و به هنگام منع خواسته ها دیر عذر پذیر تر ،و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند.در صورتی که ستون های استوار دین،و اجتماعات پر شور مسلمین،و نیروهای ذخیره دفاعی،عموم مردم می باشند،پس به آنها گرایش داشته و اشتیاق تو با آنان باشد.

۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه


فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !

در اينصورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!

هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !

اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.

اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود !

يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .

در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند!

و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .

انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!

بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...

حالا ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!

او از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .

او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!

سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!

و الان هم مثل كودكي معصوم و بي تقصير ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه ميكند !!!

۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

مقاله زیر با اقتباس از مجله دانشمند شماره 544 و بدون هیچ دخل و تصرفی در این وبلاگ منتشر شده است.در صورتی که این کار از نظر این مجله دچار اشکال می باشد خواهشمند است مراطب را هر چه سریع تر به اینجانب اطلاع دهید.

با تشکر مهندس حسین رحیمی حقیقی صاحب امتیاز وبلاگ http://eccireeshgh.blogfa.com

My email: rahimi.hossein@gmail.com

حیات در جهان های موازی

‏آیا در جهان های دیگر هم همانند جهان ما، حیات وجود دارد؟

‏مار کوس چاون ترجمه: شهاب شعری مقدم

‏"رونی هارنیک" کاوشگری است که افکار بلندی دارد. کاوش در قاره ها و سرز

مین های دوردست جهان برای او کار کوچکی است. حتی مرزهای منظومه شمسی نیز در برابر افق های اندیشه او ناچیز می نماید. هارنیک یک فیزیکدان نظری در مرکز شتاب دهنده خطی ا

ستنفورد کالیفرنیا است و سفرهای تحقیقاتی او در مقیاسی بسیار فراتر از اینها صورت می گیرد. چرا که او به دنبال کشف حیات در سایر جهان ها است. هارنیک و همکارانش با این سفرهای ذهنی خود تاکنون نتایج شگفت انگیزی را برایمان به سوغات آورده اند.









‏اکنون مدتی است که کیهان شناسان به این نتیجه رسیده اند که جهان ما، تنها جهان موجود در پهنه کائنات نبوده بلکه جهان های بی شمار دیگری نیزدر هستی وجود دارند. بر اساس این دیدگاه، اکر کل هستی را "ابرجهان"‏بنامیم، جهان های بی شماری درگستره ابرجهان وجود دارند که در هر یک از آنها قوانین ‏بنیادین متفاوتی حاکم است و جهان ما که خود شامل میلیاردها کهکشان است در واقع فقط یکی از این جهان ها است. "‏مارتین ریس "، کیهان شناس برجسته دانشکاه کمبریچ انگلستان،تشبیه ‏جالبی را از ابر جهان ارائه میکند.او ابر جهان را به اقیانوسی بی کران ‏تشبیه می کند که جهان های بی شماری همانند جزایری پراکنده در آن شناورند. اما همان طور که ‏مختصات جغرافیایی جزایر مختلف در روی کره زمین با همدیگر متفاوت اند، ثابت ها و پارامترهایی که قوانین ‏بنیادین فیزیک را ‏در هر یک از این جهان ها مشخص می کنند نیز با ‏همدیگر تفاوت دارند. بنابراین به عنوان ‏مثال برخی از این جهان ها ممکن است الکترون های سنگین تری داشته باشنده و یا حتی از یک مه بانگ خنک به جای یک مه بانگ آتشین شکل گرفته باشند. تعداد ابعاد مکان و زمان،

سرعت سیر نور و همین طور شدت نیروی گرانش نیز در این جهان ها ممکن است نسبت به جهان ما کاملأ متفاوت باشد. اما در اینجا یک سوال مهم مطرح می شود. آیا ممکن است در برخی از این جزایر جهانی ناشناخته و اسرارآمیز، نوعی از حیات آلی همانند جهان ‏ما وجود داشته باشد؟








قوانین بنیادین اغلب این جهان ها به گونه ای است که امکان تشکیل ستاره ها و کهکشان ها در آنها وجود ندارد واگر هم وجود داشته باشد، این ستاره ها امکان ‏تولید هسته اتم های کربن را که برای تشکیل حیات آلی ضروری است، نخواهند داشت. اما دقیقا در همین جا ‏است که اهمیت فوق العاده کشف هارنیک و همکارانش‏مشخص می شود. چرا که آنها جهان جدیدی را در پهنه ابر جهان یافته اند که اگرچه قوانین بنیادی آن نسبت به جهان ما بسیار متفاوت است، اما امکان تشکیل حیات آلی همانند جهان ما در وجود دارد.

‏البته می دانیم که مشاهده مستقیم جهان های دیگر به وسیله تلسکوپ ها و سایر ابزار رصدی اساسا غیر ممکن است، اما این فیزیک دان ها توانستند به کمک معادلات ‏ریاضی و مدل های رایانه ای، به کاوش در آن جهان ها پرداخته و امکان شکل گیری کهکشان ها و پرتوافشانی ستاره ها و نهایتا تشکیل حیات را درآن جهان ها مورد بررسی قرار دهند.



تا پیش از کشف هارنیک، اغلب فیزیکدان ها تصور می کردند که جهان ما ،تنها جهانی در پهنه کائنات است که امکان تشکیل حیات آلی در آن وجود دارد.علت این تصور نیزبه برداشت محدود آنها از نظریه ریسمان ها بر می گشت.

‏بر اساس نظریه ریسمان ها، اجزای بنیادین هستی در واقع به جای ذرات،ریسمان های بسیار کوچکی از انر‏ژی هستند که در فضا- زمانی با

حداقل 10 ‏بعد در حال ارتعاش اند. نظریه ریسمان ها موفق ترین نظریه ای است که سعی در وحدت بخشیدن به دو ستون فیزیک جدید یعنی مکانیک کوانتومی و نسبیت عام دارد، اما نکته مهم در مورد این نظریه آن است که نظریه ریسمان ها صرفأ یک جهان را توصیف نمی کند. در واقع این نظریه به جای یک جهان، 10 به توان 500 جهان مختلف را توصیف می کند که هر یک از آنها ویژگی های فیزیکی متفاوتی دارند. هارنیک می گوید:"بنابراین، نظریه ریسمان ها در واقع مبنایی نظری و علمی برای وجود ابرجهان ارائه می دهد. "

اما ببینیم چرا تا پیش از کشف هارنیک، تصور عمومی بر آن بود که نظریه ریسمان ها وجود حیات آلی را در جهان های دیگر منتفی می داند. در واقع تا پیش از این کشف، کیهان شناسان برای بررسی ویژگی های جهان های موجود در گستره ابرجهان به کمک نظریه ریسمان ها، همواره فقط یکی از پارامترهای این مدل را تغییر داده و مابقی پارامترها را ثابت نگاه می داشتند. این گونه بود که تاکنون به نظر می رسید که جهان ما تنها جهانی در پهنه ابر جهان است که پارامترها و ویژگی های مناسبی برای ‏تشکیل ستاره ها، کهکشان ها، عناصر و نهایتا حیات دارد.











اما هارنیک و دو نفر از همکارانش یعنی "گراهام کریبز" از دانشگاه اور گان آمریکا و "ژیلاد پرز" از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، این روش برخورد با مسئله را به چالش کشیدند. هارنیک می گوید:"اصلا منطقی به نظر نمی رسد که بی شمار جهان، موجود در گستره ابرجهان، صرفا در یک پارامتر با همدیگر تفاوت داشته باشند.

‏بدین ترتیب، هارنیک و همکارانش تصمیم گرفتند با یک روش انقلابی، مجددا گستره ابر

جهان را کاوش کرده و از نو امکان تشکیل حیات در جهان های دیگر را مورد بررسی قرار دهند. برای این کار، آنها به بررسی شرایط جهانی پرداختند که نیروی هسته ای ضعیف - که یکی از چهار نیروی بنیا دین موجود در جهان ما است- اصلا در آن وجود نداشته باشد. این امر، عملا به معنای تغییر هم زمان چندین پارامتر مختلف در مدل کیهان شناسی ریسمانی است. کاری که تا پیش از آن هیچ گاه انجام نشده بود. ‏می دانیم که نیروی هسته ای ضعیف، مسئول واپاشی های هسته ای رادیواکتیو بتا است و بنابراین وجود ‏این نیرو برای تشکیل اتم های مورد نیاز حیات آلی، ضروری به نظر می رسد. بر این اساس، شرایط حاکم بر یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف، نسبت به شرایط جهان ما بسیار متفاوت بوده و در نگاه اول، امکان تشکیل حیات در چنین جهانی به هیچ وجه وجود ندارد.

‏اما هارنیک، کریبز و پرز کشف کردند که در واقع چنین نیست. آنها فرایند های ضروری برای تشکیل اتم های حیات آلی را- که البته با توجه به شرایط جهان مزبور مورد مطالعه قرار دادند. این فرایدها عبارتند از هم جوشی هسته ای عناصر در زمان مه بانگ، فراید های هسته ای در قلب ستاره ها و انفجارهای ابرنواختری. آنها با بررس معادلات توصیف کننده ‏این فرایندها در چنین جهانی، به کشفی حیرت انگیر دست یافتند: امکان تشکیل حیات آلی حتی در یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف هم وجود دارد!

‏اما چنین چیزی چگونه ممکن است؟ همه می دانیم که در صورت عدم وجود نیروی هسته ای ضعیف، نوترون ها هیچ گاه به پروتون ها تبدیل نخواهد شد (و بالعکس) و نتیجه واکش های هسته ای کلیدی برای تشکیل هسته اتم های حیات آلی نیز هیچ گاه صورت نخواهند گرفت. یکی از این واکنش های کلیدی، اولین مرحله از زنجیره ‏واکنش های هسته ای مولد انرژی در قلب ستارگان است که طی آنها، هسته های هیدروژن به همدیگر جوش خورده و هسته های هلیوم را می سازند. نخستین،مرحله این واکش زنجیره ‏ای، متکی به وجود نیروی هسته ای ضعیف است که ‏در فرایند مزبور با تبدیل یک پروتون به نوترون، هسته های دوتریوم یا هیدروژن سنگین را - که وجود آنها برای مرحله بعدی واکنش زنجیره ای ضروری است - می سازند. هارنیک می گوید:"اما چنین فرایندی در یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف هیچ گاه رخ نخواهد داد. "

‏اما نکته جالب توجه آن است که هارنیک و همکارانش کشف کرده اند که با وجود این مسئله، باز هم امکان پرتو افشانی ستاره ها در چنین جهانی وجود دارد. برای درک چگونکی این مسئله ابتدا شرایط اولیه جهان خودمان را مورد بررسی قرار می دهیم. می دانیم که جهان ما بر اثر یک مه بانگ داغ با دمایی بسیار بالا شکل گرفته است. بنابراین، دمای جها

ن ما در دقایق آغازین پس از پیدایش به حدی بالا بوده که پروتو‏نن ها و نوترون ها - که مجموعأ "باریون " نامیده می شوند- بتوانند با هم جوشی با همدیگر، هسته های دوتریوم، هلیوم و لیتیوم را بسازند. اما از آنجا که در یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف، نوترون ها نمی توانند به پروتون ها واپاشی کنند، بنابراین در دقایق آغازین پس از پیدایش چنین جهانی، نوترون های آزاد بسیار بیشتری نسبت به جهان ما وجود دارند که می توانند با هم جوشی با پروتون های موجود، تعداد بسیار بیشتری دوتریوم بسازند. محاسبات هارنیک و همکارانش نشان می دهد که چنان چه جهانی فاقد نیروی هسته ای ضعیف است با مه بانگی که فقط اندکی از مه بانگ مولد جهان ما داغ تر بوده است به وجود آمده باشد، در این صورت10 ‏درصد کل ماده موجود در چنین جهانی دوتریوم خواهد بود و این در حالی است که دوتریوم فقط یک هزارم درصد از ماده موجود در جهان ما را تشکیل می دهد.

‏این مقدار تفاوت، بسیار کلیدی است. هارنیک می گوید:"در واقع مقدار دوتریوم اضافی موجود در یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف ،همان عاملی است که به ستارگان چنین جهانی امکان می دهد تا بدون طی کردن مرحله اول واکنش زنجیره ای، وارد مرحله دوم یعنی تبدیل دوتریوم به هلیوم- 3 ‏شده و بدین ترتیب، چرخه زنجیره واکنش های مولد انرژی د

ر قلب این ستارگان، بدون هیچ مشکلی به چرخش در می آید. "

‏گروه پژوهشی هارنیک با همکاری"آدام باروز" از دانشگاه آریزون، موفق به شبیه سازی رفتار این ستارگان شده اند. آنها دریافتند که اگرچه در یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف نیز همانند جهان ما امکان شکل گیری ‏طیف وسیعی از ستارگان با جرمهای مختلف وجود دارد، اما از میان این ستارگان، تنها آنهایی که جرمی در حدود 2 ‏درصد جرم خورشید دارند قادر خواهند بود برای مدت میلیاردها سال همچنان به درخشش خود ادامه دهند. این گروه از ستارگان، در واقع همان ستاره هایی هستند که مکان تشکیل حیات بر روی سیاره هایشان وجود دارد.چرا که می دانیم برای شکل گیری حیات هوشمند حداقل به چند میلیارد سال زمان نیاز است. اما چنین ستاره های ‏کوچکی که مستقیما از طریق هم جوشی دوتریوم انرژی‏تولید می کنند، نسبت به ستاره های جهان ما بسیار سرد و کم فرغ خواهند بود و

بنابراین حیات صرفا بر روی سیاراتی از این ستارگان شکل خواهد گرفت که در فاصله ای بسیار نزدیک از آنها در حال گردش باشند. در ضمن، کم نور بودن این ستاره ها حاکی از آن است که آسمانی که موجودات زنده فرا جهانی در سیارات چنین جهانی پیش روی خود دارند، آسمانی بدون ستاره خواهد بود.

‏اما فرایند مهم دیگری نیز برای تشکیل اتم های حیات آلی وجود دارد که آن هم به نیروی هسته ای ضعیف وابسته است و آن، وقوع انفجارهای ابرنواختری است. این انفجارها که در انتهای عمر ستاره ها به وقوع می پیوندند، برای تشکیل حیات ضروری هستند. چرا که انغجارهای ابرنواختری، تمامی عناصر سنگین را که طی عمر ستاره ها در دل آنها تشکیل و انباشته شده بودند به اعماق فضا پخش می کنند. هنگامی که سوخت هسته ای یک ستاره پرجرم در جهان ما به پایان می رسد، هسته این ستاره، فروپا شیده و یک ستاره نوترونی را می سازد هنگام تشکیل این ستاره نوترونی، پروتون ها با الکترون ها ترکیب شده و نوترون ها ونوترینوها را می سازند. نوترون ها که همان قلب ستاره نوترونی را تشکیل خواهند داد، اما نوترینوها با خروج سیلابی خود از لایه های بیرونی ستاره در حال فروپاشی، این فروپاثس به داخل را به ناگهان معکوس کرده و آن را به یک انفجار عظیم به خارج تبدیل ‏می کنند. همین انفجار عظیم است که عناصر سنگین موجود در لایه های درونی ستاره در حال فروپاشی را به اعماق فضا پخش می کند تا بعدها به تدریج در ستارگان و سیارات جدید تجمع کرده و نهایتا اتم ها و مو لکول های حیات آلی را تشکیل دهند. اما چنان چه نیروی هسته ای ضعیف در کار نباشد، از نوترینوهایی هم که مسبب این انفجار عظیم هستند، خبری نخواهد بود. ‏اما همان طور که هارنیک می گوید:"خوشبختانه نوع دیگری از انفجار های آبرنواختری هم وجود دارد که وقوع آن نیازمند وجود نوترینوها نیست." و بدین ترتیب نباید عدم وجود نیروی هسته ای ضعیف را الزاما به معنای عدم وجود عناصر سنگین ضروری برای تشکیل حیات پنداشت. این نوع متفاوت از انفجار های آبرنواختری نه به علت فروپاشی یک ستاره سنگین، بلکه به واسطه جذب جرم یک ستاره سنگین توسط ستاره کوتوله سفید همدم آن به وقوع می پیوندد. در این فرایند، جرم کوتوله سفید مستمرا بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که فشار و دمای مرکز آن به حدی می رسد که به یک انفجار هسته ای عظیم ابرنواختری می انجامد.

هرچند چندی پیش،"لوئیز کلاولی" و"ریموند وایت" در دانشگاه آلا بامای آمریکا اعلام کردند که احتمالا میزان هسته های اتم اکسیژن حاصل از این نوع ابرنواخترها در حدی نیست که برای تشکیل حیات کافی باشد، اما هارنیک و کریبز معتقدند که این ابرنواخترها و ستاره های نسل های بعدی حاصل از آنها سرانجام طی چند نسل پیاپی آن قدر اکسیژن وارد محیط میان ستاره ای خواهند کرد که برای تشکیل حیات کافی خواهد بود.‏بنابراین، کاوش در یک جهان فاقد نیروی هسته ای ضعیف، از نکنه بسیار مهمی پرده بر می دارد. این کاوش نشان می دهد که در جهان های دیگر موجود در گستره ابرجهان، احتما لا انواع دیگری از حیات وجود دارد و بنابر این نمی توان ادعا کرد که حیات آلی این جهان، تنها نوع حیات جاری در هستی است. در واقع هارنیک و همکارانش نشان دادند که بسیار ساده انگارانه است که بر مبنای تغییر فقط یک پارا متر از میان پارامترهای متعدد موجود در مدل کیهان شناسی ریسمانی، بخو اهیم حیات این جهانی را تنها حیات موجود در گستر کائنات بدانیم. آنها توانستند نشان دهند که چنان چه چندین پارامتر مختلف را به طور هم زمان در مدل مزبور تغییر دهیم، پای فرایندهای کاملا جدیدی به بیان می آید که به گفته هارنیک:"این فرایندهای بدیع از راه هایی کاملا غیرمنتظره می توانند به شکل گیری حیات در جهان های دیگر منجر شوند.

‏جزایری در پهنه ابر جهان

‏اما کشف هارنیک تنها موردی نیست که از‏وجود حیات در سایر جهان ها خبر می دهد. چرا که در سال 2001 ‏،"آنتونی اگویر" از دانشگاه کالیفرنیا در سانتاکروز نیز جزیره جهانی دیگری را در پهنه ابرجهان یافته بود که امکان تشکیل حیات در آنجا نیز وجود دارد. اگویر نیز همانند هارنیک برای کشف این جهان جدید،راهکاری متفاوت و غیرمتعارف را در تغییر پارامترهای مدل کیهان شناسی ریسمانی در پیش گرفت. البته این فکر به ذهن او نرسیده بود که می توان چند پارامتر این مدل را به طور هم زمان تغییر داد، اما همان طور که خودش می گوید:"در آن زمان، کیهان شناسانی که با استفاده از مدل کیهان شناسی ریسمانی به بررسی شرایط جهان های موجود در ابر جهان می پرداختند، همواره تنها یکی از پارامترهای این مدل را حداکثر با ضریب 10 تغییر می دادند" و ادامه داد:"اما من به این فکر افتاده بودم که اگر پارامتر های مدل مزبور را با ضرائب بسیار بزرگتری تغییر دهیم ، ممکن است پدیده های کامل جدیدی وارد بازی شوند که نهایتا" شکل گیری حیات را در برخی از جهان های دیگر ممکن کنند".

‏خوشبختانه اگویر به خوبی می دانست که چه پارامتری را برای این کار برگزیند. پارامتری که او انتخاب کرد، نسبت تعداد فوتون ها به باریون های حاصل از انرژی مه بانگ بود. این پارامتر، پارامتری حیاتی است که میزان داغ بودن یا خنک بودن یک مه بانگ را نشان می دهد. به عنوان مثال، مقدار این پارامتر در جهان ما که از یک مه بانگ بسیار داغ حاصل شده است، تقریبا در حدود یک میلیارد است. اما اگویر می خواست بداند که در جهانی که نسبت تعداد فوتون ها به باریون های آن چیزی مابین یک تا 100 ‏است - یعنی از مه بانگی بسیار خنک تر از مه بانگ ما حاصل شده است - چه اتفاقاتی می افتد و آیا ‏ممکن است در چنین جهانی امکان تشکیل حیات آلی وجود داشته باشد؟

‏ نحوه تولد ودوران آغازین پیدایش چنین جهانی نسبت به جهان ما کاملا متفاوت است. جهان ما پس از مه بانگ و تولد آتشین خود، حداقل ده ها میلیون سال را سپری کرد تا نهایتا دما به اندازه ای پایین آمد که امکان تجمع ماد ه و شکل گیری ستاره ها فراهم شد. اما همان طور که اگویر می گوید:"محاسبات نشان می دهند که در جهانی با مه بانگ سرد، ستاره ها تنها پس از 100 ‏سال از آفرینش جهان مزبور شروع به شکل گیری خواهند کرد!"

‏اگویر حتی شرایط جهانی با مه بانگی فوق العاده سرد را نیز مدل سازی کرده است، که مقدار ثابت ‏کیهان شناسی در آن، 10 ‏به توان 17 ‏برابر جهان ما است. این مدل سازی نشان می دهد که هرچند در چنین جهانی به واسطه نیروی قدرتمند دافعه کیهانی موجود در آن، امکان گرد هم آمدن ستاره ها و تشکیل کهکشان ها وجود ندارد، اما در مقابل، سرعت شکل گیری ستاره ها در این جهان آن چنان بالا است که پیش از آن که دافعه کیهانی فرصت پراکنده کردن ماده و جلو گیری از تشکیل آنها را پیدا کند، این ستاره ها شکل گرفته اند. اگویرتوضیح می دهد: "البته به واسطه دافعه کیهانی موجود، این ستاره ها به سرعت از همدیگر دور شده و در نتیجه چنین جهانی فاقد هر گونه کهکشان خواهد بود و به جای آن، این ستاره ها به صورت پراکنده در بی کرانگی فضای نسبتا تاریک آن توزیع خواهند شد."اما اگویر تاکید می کند که:"ولی با این حال مدل سازی صورت گرفته نشان می دهد که حتی این ستاره های پراکنده در چنین جهانی هم می توانند سیاراتی داشته باشند که امکان تشکیل حیات آلی بر روی آنها وجود دارد." بنا براین تا اینجای کار ، ما دو جزیره جهانی دیگر در پهنه بی کران ابر جهان یافته ایم- که البته با جهان البته با جهان خود ما می شود سه جزیره - که امکان تشکیل حیات آلی در آنها وجود دارد. پس اینک این سوال مطرح می شود:"آیا جزایر مسکونی دیگری هم در گستره ابر جهان وجود دارند؟" هارنیک چنین پاسخ می دهد:" قطعا وجود دارند" و ادامه می دهد:" اما متاسفانه محدودیت های ذهن بشر در ‏به تصویر در آوردن چگونگی حیات در چنین جهان هایی ،و نیز محدودیت زمانی هواره مانعی بر سر راه بشر در کشف این جهان های نا شناخته و حیات اسرار آمیزجاری در آنها خواهد بود."با این حال، شور و شوق کاوش در چنین جهان هایی همواره انگیزه بخش کاوشگرانی نظیر هارنیک خواهد بود تا سفرهای ذهنی خود را در چنین جهان هایی همچنان ادامه دهند.آری،اقیانوس بی کران ابر جهان، بشر را به کشف اسرار خود فرا می خواند!

پی نوشت:

در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ابر جهان از واژه Multiverse استفاده می شود. این واژه ک با پیشرفت های کیهان شناسی در یکی دو دهه اخیر و باجایگزین کردن پیشوند Multi به جای Uni در عبارت Universe (به منای جان) ساخته شده است ،به لحاظ مفهومی به یک هستی بی کران اشاره دارد که جهان های متعدد و بی شماری از جمله جهان ما را در بر می گیرد.از آنجا که Multiverse ابعاد بالاتری نسبت به ابعاد جهان ما دارد و در واقع گستره ابر فضا(Hyperspace ) را شامل می شود،بنابراین واژه ابر جهان ترجمه مفهومی مناسبی برای آن به نظر میرسد.

رونی فارنیک جهان أیکری را غیر از جهان ما کشف کرده است که اگرچه شرایط

‏کاملأ متفاوتی نسبت به جهان ما لأم آن حاکم است، اما امکا سز تشکیل حیات آلی در آن وجود دارد

۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه


شاعری شب می گفت: دل ما راز نهفته به دله گل برگ است

که ستاره

همه یادش رخ ما باشد و بس

گل و پروانه به گلبانگ اذان سحری می آیند

ولی از روز الست

حکم این بوده که گل ماند و پروانه رود

تا به هنگامه گل هم سنمی بیش نمانده

اگرم گل باشی

سرانجام تو هم راه به جای تنه پروانه نهی